به نظر من همه دختران ايراني بايد يك رشته ورزشي رزمي را بياموزند" اين را سپيده نعمت اللهي قهرمان بوكس (مشت زني) مي گويد.
سپيده 19 ساله دختر اهل شيراز قهرمان سوپر كيك بوكس (فول كنتاكت) است. او چند ماه پيش موفق شد در مسابقات كشوري اين رشته مقام سوم را به دست آورد.
او زماني كه 16 ساله بود توسط چند مرد در خيابان تهديد شد آن مردها تا راهروي آپارتمان شان او را تعقيب كردند و قصد ربودنش را داشتند.
يك سال پس از اين حادثه نيز اتفاقي مشابه برايش رخ داد:" ساعت سه بعد از ظهر بود كه مردي در يك خيابان خلوت چاقويش را زير گلويم گذاشت و تهديدم كرد. هر طوري بود از اين اتفاقات جان سالم به در بردم اما تا مدتها حاضر نبودم تنها از خانه مان خارج شوم . با اينكه از خانه تا مدرسه ام راهي نبود مادرم هر روز مرا به مدرسه مي رساند. از همان موقع بود كه تصميم گرفتم يك ورزش رزمي ياد بگيرم." ادامه
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1384ساعت 13:6  توسط ترانه بنی یعقوب
|
افراطی بودن در هر موردی خیلی آزاردهنده است امروز سر کلاس جامعه شناسی دین بیشتر متوجه این موضوع شدم.
این درس در دانشگاه ما توسط سارا شریعتی ارائه میشود .اتفاقا و بر خلاف بسیاری از کلاسها ی دانشگاهی کلاس خیلی خوبی است و مسائل مبهم زیادی را برای ادم روشن می کنه اما تعدادی از افراطیون مذهبی اصلا حاضر به شنیدن مباحث کلاس نیستند .
شریعتی بحث لائیسیته و سکولاریزم را مطرح میکرد ونمونه کشورهای لائیک را برایمان میگفت اما همان افراطی ها پی توجیه جدا نشدن دین از سیاست بودند.
یکی نیست به اینها بگه بابا اول بحث را بفهمید وگوش بدهید بعد موضع گیری کنید. استاد هم اخر بحث مجبور شد بگه من موضع مشخصی دارم اما الا ن اصل بحث چیز دیگه ای و بحث بد و خوب مطرح نیست. خلاصه این ادمهای افراطی بیشتر از همه به خودشون ظلم میکنندچون حتی حاضر نیستند اصل موضوع را درک کنند وبعد نظر بدهند .
اگر نتیجه علم تغییر در فکر واندیشه نباشد پس به چه دردی می خورد؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 0:11  توسط ترانه بنی یعقوب
|
این روزها چه روزهای بدی هستند برای من از در و دیوار غم میبارد...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 0:13  توسط ترانه بنی یعقوب
|
چه خبرهایی این روزها میشنویم . صفار هرندی وزیر ارشاد اعلام کرده خانمها تا ساعت شش بعد ظهر میتوانند در وزارت ارشادو ادرات وابسته به آن حضور داشته باشند.
واقعا مساله عجیبی را طرح کرده اگر زنی کارش بیشتر طول بکشد یعنی نمی تواند در اداره اش بماند و کارش را انجام دهد یا اگر زنی بخواهد اضافه کاری کند تکلیفش چه می شود؟
این تبعیض ها واقعا آزاردهنده اند تبعیضهایی که برای توجیهشان توجه به زنان مطرح میشود.
چه تفکرات سنتی آزار دهنده ای.اصل خبر را بخوانید.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 20:49  توسط ترانه بنی یعقوب
|
روزنامه سرمایه هم توقیف شد . یک خبر ناگوار از مرگ یک روزنامه دیگر با ژیلا تلفنی صحبت میکردم که خبرش را داد .سست و بیرمق از اتفاقات بد و بیماری این روزها این خبر را شنیدم و مثل همیشه غصه خوردم .
قرار بود هر هفته یک گزارش به بهمن بدهم که انگار باز قسمت نبود.... این بار چند نفر بیکار شدند؟
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 23:50  توسط ترانه بنی یعقوب
|
هر چند به همه کسانی که به مسائل زنان اهمیت میدهندو در این حوزه از دل و جان زحمت میکشند به ویژه درباره عملکردشان از ته دل احترام می گذارم.اما در این مدت کوتاه یک ساله تحصیل و کارم بر مسائل زنان به ویژه زنان در حاشیه به نتایجی رسیده ام که شاید برای برخی از علاقه مندان به کار بر مسائل زنان و سایر موضوعات اجتماعی جالب باشد.
چندی پیش یکی از فعالان زن در جمع تعدادی زن علاقه مند و فعال که البته چندان مثل او نمی اندیشیدند درباره مساله "حجاب "سخن می گفت:او از نظریات فمینیسم و دیگر نظریه های غربی استفاده کردو و مساله حجاب و فلسفه آن را زیر سوال برد.پس از پایان سخنرانی اش چنان تاثیر بد ومنفی بر جای گذاشت که گفتنی نیست.
در بین یک عده زن معتقد و مسلمان سخن گفتن و همه موازین اسلامی مرتبط با مساله حجاب را به کمک نظریه های غربی زیر سوال بردن چه نتیجه ای خواهد داشت؟
اینکه روز زن را که سالهاست در فرهنگ ما جایگاهی ویژه دارد به راحتی زیر سوال ببریم و روز زن واقعی را را روز دیگری بنامیم چه قدر با زبان فرهنگی ما همخوانی دارد.چرا هرگز سعی نکرده ایم زبان فرهنگی زنان کشورمان را بیابیم.
نظریات فمینیسم.گیدنز و دیگر نظریات اجتماعی برای حل مسائل اجتماعی کشورمان لازم است .اما چرا هیچکدام مان به دنبال یک جامعه شناسی" بومی" نیستیم که با فرهنگ و سنت هایمان همخوانی داشته باشد.
آن دسته از فعالان زنان و جامعه شناسان که از یک نظریه یا چارچوب فکری معین دفاع میکنند به نظر من فقط نسبت به آن نظریه متقاعد شده و آنرا به دلایل عقلانی پذیر فته اند اما خود "بومی " آن نظریه نشده اند. یعنی همراه با آن جامعه پذیر نشده اند.به همین دلیل هنگام استفاده از آن تاثیر گذار نیستند.
واقعا اهمیت کار کردن بر مسائل زنان قالیباف.صیاد.آجر پز .کشاورز و روستایی و دیگر زنان در حاشیه کمتر از مساله حضور زنان در استادیوم است (هر چند این هم مساله مهمی است) که این قدر نسبت به آنها بی توجهیم.
چه تعداد ازفعالان امور زنان به مشکلات زنان قالیباف پرداخته اند. می دانید چه تعداد از زنان قایباف ترکمن به دلیل افقی بودن دارهای قالی و باز ماندن پاهایشان به مدت طولانی دچار سقط جنین های مکرر میشوند؟
زمانی یک دختر روستایی اهل زنجان به من گفت:برای اینکه بتواند مردان روستایش را از خشونت علیه زنان بازدارد به روحانی ده اش متوسل شده تا با آوردن احکام و احادیث یعنی همان زبان فرهنگی روستائیان مردان را از خشونت علیه زنان بازدارد که نتایجش هم کاملا مثبت بوده است. این حرف او ابتدا برایم عجیب آمد اما الان منظورش را به خوبی درک می کنم و میفهمم اگر برای متقاعد کردن این مردان از نظریات غربی خشونت علیه زنان استفاده می کرد قطعا بی تاثیر بود.
به هر حال مسائل فرهنگی و اجتماعی در جامعه ما به نوعی از هم دور شده اند. شاید یکی از دلایل آ ن این باشد که در ایران دین به عنوان یک امر اجتماعی در ابتدا مطرح نبوده و بعد از پذیرش آن هم امور فرهنگی و اجتماعی از هم جدا شده اند.که البته نیازمند مطالعه عمیق تر است.
به نظر من کسانی که روی یک مساله خاص اجتماعی کار می کنند باید ضرورت گفتگو با عموم مردم و موضوعات خاص فرهنگی و اجتماعی آن را در یابند. تعامل مساله ای اجتماعی با حوزه عمومی باید با در نظر گرفتن تفاوت منطقی بین زبان فرهنگی و زبان علمی شکل بگیرد و گرنه تاثیر گذار نخواهد بود...
+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1384ساعت 6:55  توسط ترانه بنی یعقوب
|

این روزها اصلا حالم خوب نیست.دلشوره واضطراب بدی دارم که دلیل موجهی هم برایش ندارم به قول یکی از دوستانم به خاطر تغییر فصل است.شاید...
این هم مطلب جدید من در سایت کانون زنان ایرانی درباره ختنه زنان در هرمزگان عملی وحشیانه و غیر انسانی.
این هم گزارشی درباره وضعیت دهیاران زن اولین پست مدیریتی زنان در روستاهای کشور آنها هم مثل سایر مدیران زن مشکلات بیشماری دارند.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:37  توسط ترانه بنی یعقوب
|