تبليغاتX
بدون ویرایش

بدون ویرایش

تانا کوراها

 

نمی دونم تا به حال گذرتان به این فروشگاههای تاناکورا افتاده یا نه؟ همون مغازه هایی که لباسهای دست دوم میفروشند و معمولا ازشون بوی بد بیرون میاد .

امروز به صورت کاملا تصادفی گذرم به یکی از این فروشگاهها در میدان ولیعصر افتاد. از قضا کلی هم فکرم و مشغول کرد و برام جالب به نظر اومد. این فروشگاهی که من دیدم کمی هم عجیب و غریب بود. در واقع شبیه یک دخمه درست وحسابی بود . که لباسهای کهنه رو  با توجه به درجه آبرومندانه بودنشان در اتاقهای تو سری خورده و مفلوک طبقه بندی کرده بود.

در  بعضی از این اتاقها لباسهای تقریبا نو پیدا میشد. اما تو بقیه شون لباسهای مندرس و پر از لک که حال آدم را به هم میزد دیده میشد.فضای آنجا به طرز بدی تحقیر آمیز بود یا لاا قل من در آن فضا حس خوبی نداشتم .

اما جالب اینکه از این فروشگاههای کذایی کلی هم استقبال میشه. به ویژه اینکه الان موقع تغییر فصله و لباسهای زمستونیش کلی رو بورسه.

 این مغازه هم حسابی پر ازدحام بود. اکثر مشتریها هم دختر و پسرهای جوان بودند که با سختکوشی فراوان اما  اغلب با چندش و اکراه  از لمس کردن  این لباسهاسعی می کردند از لابه لای لباسهای اغلب پاره پوره لباس مناسبی پیدا کنند.

البته ببخشید که مدام ازحوزه های  مختلف جامعه شناسی  در این وبلاگ نام میبرم .اما این رفتارها از دیدگاه "جامعه شناسی مصرف" کاملا قابل بررسی است و یک دانشجوی جامعه شناسی نمی تواند به راحتی  از آنها بگذرد.

طبق این دید گاه وقتی نمادهای  طبقه مرفه جامعه برای دیگر اقشار جامعه با  ارزش می شود گروه بزرگی به نام تازه به دوران رسیده  که عموما جوان و عضو طبقه متوسط شهری هستند شکل می گیرد .  گروهی که دنباله رو سلیقه  طبقه بر تراست .اما چون توان اقتصادی رقابت با آن گروه را ندارد به هر وسیله ای متوسل میشود تا  نشانه ها و نمادهای طبقه مرفه را به نوعی از آن خود کنند .

حالا استقبال از تاناها هم همین طور است .جوانان محروم از ابزارهای اقتصادی اما علاقه مند به نمادهای طبقه مرفه ارزشها و آرزوهایشان  را در لباسهای مد روز اما کهنه و ارزان  این فروشگاهها می جویند...

البته این فقط بخشی از ماجراست ودلیلهای دیگری هم که همه با اوضاع اقتصادی اجتماعی جامعه مان مرتبط است میتوان اورد..

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 22:54  توسط ترانه بنی یعقوب  | 

جامعه شناسی بدن

 

یکی از حوزه های جذاب جامعه شناسی که این روزها  در کشورمان هم  بیشتر درباره اش صحبت میشود "جامعه شناسی بدن" است.

این حوزه از جامعه شناسی  مباحث جالبی   دارد. با درک وفهم این حوزه از جامعه شناسی بسیاری از موضوعات مهم جامعه مصرفی را میتوان تحلیل کرد.

مثلا تا حالا با خودتون فکر کردید که چرا بعضی از دخترها بیش از حد آرایش می کنند و اهمیت زیادی به خود آرایی میدهند؟ این چنین موضوعاتی  در حیطه جامعه شناسی بدن قابل طرح و بررسی  است .

مثلا درباره این موضوع خاص نظربرخی از جامعه شناسان بدن این است که فرد با آرايش واقعيت آن چيزى را كه مى خواهد باشد نشان مى دهد. يعنى فرد باور دارد كه چهره و واقعيت اش يك جور و هماهنگ نيست و با اين آرايش مى خواهد آن دو را يكسان كند.

به هر حال این حوزه از جامعه شناسی توجه من را مدتی است به خود جلب کرده اگر کسی به این حوزه علاقه مند است خواندن این مصاحبه را بهش توصیه میکنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 23:49  توسط ترانه بنی یعقوب  | 

یک وبلاگ خوب

 

امروز  یک وبلاگ خوب دیدم که کلی از دیدنش ذوق کردم .وبلاگ استاد عزیزم  شیرین احمدنیا ایشون نه تنها جامعه شناس خوبی است. بلکه یک استاد واقعی در برخوردهای  والای انسانی هم هست.

استاد ورودتان را به این فضا تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 23:0  توسط ترانه بنی یعقوب  | 

برخورد متفاوت

 

این روزها آدم چیزهای عجیب و غریب زیاد میبینه حتی  برخورد آدمها با مرگ هم عوض شده این و ببینید جالبه.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 17:16  توسط ترانه بنی یعقوب  | 

لیست کذایی

 

این لیست ارهابیون سپاه  اسلام هم کلی ماجرا  برای ما درست کرده همون وبلاگی که بعضی از روزنامه نگاران را به اعدام انقلابی محکوم کرده است. البته قضیه خیلی قدیمی و خنده داره و پناه هم خیلی کامل درباره این لیست وقضیه دوباره مطرح شدنش توضیح داده بنا بر این  من  لازم نمیبینم دوباره درباره اش بنویسم.

اما ظاهرا یکی دو تا از این شبکه های ماهواره ای ایرانی از جمله شبکه ای که شهرام همایون مجری اش است .  این لیست را قرائت  و بعضی از دوستان نزدیک و دور ما را نگران کرده اند.

 بعد از این  ماجرا  تلفن پشت تلفن و سفارش که مواظب خودتان باشید و  سوار هر ماشینی نشوید و از این حرفها ... اما از همین جا به دوستان عزیزم  می گویم  که نگرا ن نباشید و چنین توهماتی را  هم جدی نگیرید..

فواد عزیز  هم در این  باره  نوشته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 12:18  توسط ترانه بنی یعقوب  | 

 

ای پرواز واژه ها

آيه هاي نگاهت را بر من جاري كن
 
 من به انتظار شست و شوي ، بر كران رود نشسته ام .

سراينده آيه ها مغرورست

ومن
 شنونده يي با غرور سراينده .
 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 23:20  توسط ترانه بنی یعقوب  | 

 

خیلی دید  جامعه مردسالار ما  نسبت به شخصیت زنان مثبت است که تلویزیون هم سریالهای آنچنانی پخش می کند بعد از دیدن هر بار  سریال او یک فرشته بود حالت تهوع پیدا میکنم .

شخصیت اصلی این سریال  یک دختر شیطان صفت است  که با بی رحمی کانون گرم یک خانواده را به هم زده  و قصد دزدیدن مرد خانواده را دارد.

 امروز تو تاکسی با همین گوشهای خودم شنیدم که دو تا زن درباره این سریال صحبت می کردند خانم با تاسف سری تکان داد و گفت :اصلا در متون دینی مان هم آمده که ابلیس در واقع زن بوده اون مرد طفلک هم مقصر نیست.

 این هم  مثلا فرهنگ سازی رسانه ملی است حال آدم بد میشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 19:29  توسط ترانه بنی یعقوب  |