چند روزی هست که در تحریریه سابق روزنامه شرق هستیم همون ساختمونی که معروفه به ساختمون گلشهر. همه روزنامه چهار طبقه سرمایه در یک طبقه این ساختمون جا گرفتند یا بهتر بگم جا داده شدند .
ازدحام و رفت و آمد و جای تنگ یه طرف و گلایه های خودم و همکارها از سوی دیگه و این سر درد لعنتی که این ر وزها متصل ادامه داره ... طاقتم و طاق کرده ....نمی دونم خیلی ها می گند این شرایط روزنامه نگاری ایرانه و سالها این طور بوده ...
راستش و بخواهید زیاد این چیزها برام مهم نیست اصلن هیچی برام مهم نیست .زنده ام .نفس می کشم .می خورم .می خوابم. لبخند می زنم .....همه کارهائی رو که میشه اسمش رو گذاشت زندگی انجام میدم اما انگار زنده نیستم. زندگی شده یه فیلم اروم بدون تغییر که داره از جلوی چشمام رژه میره ...حالا چه اهمیتی داره که وقتی میخوام مطلب بنویسم به زور یه صندلی خالی یه خودکار و حتی بر گه خبر پیدا می کنم !
راستی دیروز از خودم پرسیدم چرا زندگی ام یه خط صاف شده بدون لرزش و حتی یه نوسان کوچولو ؟
خیلی ها معتقدن زندگی همینه ؟... لابد !
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 16:53  توسط ترانه بنی یعقوب
|
بهای هر لحظه وجد را
باید با رنج درون پرداخت
به نسبتی سخت و لرز آور
به میزان آن وجد
بهای هر ساعت دلپذیر را
با سختی دلگزای سال ها
پشیزهای تلخ و پررشک
و خزانه های سرشاراشک!
امیلی دیکنسون
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 2:23  توسط ترانه بنی یعقوب
|
مطمئنم که هیچوقت وبلاگ نویس خوبی نمیشم چون بی حوصله ام برای نوشتن اتفاقات زندگیم .اگه بشه وبلاگ و با دفتر خاطرات مقایسه کرد اونم یه دلیله که هیچ وقت وبلاگ نویس خوبی نمیشم چون هر گز نتونستم یه مدت مرتب و منظم دفترچه خاطرات بنویسم . این روزها پر از انرژی مثبتم و همه دور و بری هام و دوست دارم و نمی دونم چرا به تموم کسائی که بهم بدی کردن نیز حس علاقه و حتی دلسوزی دارم پس دوباره می نویسم به امید اینکه بتوانم بنویسم ...
فضای مر گبار اطرافم دوباره برام قابل تحمل شده و انگار در فضائی که خودم برای خودم ساختم سیر می کنم اینکه بقیه چه قضاوت و فکری هم درباره ام دارند دیگه برام مهم نیست و این یعنی رشد. شاید ؟؟این روزها با تعجب رو به خودم می گم مثل اینکه واقعا بزر گ شدم....
پی نوشت : این هم از وبلاگ ژیلا خواهر روزنامه نگارم که پر کار شروع به کار کرده نگاهی بندازید .
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20:14  توسط ترانه بنی یعقوب
|