تبليغاتX
بدون ویرایش - درک مناسبات سرمایه داری شاید! فهم رفتار سردبیرانم هرگز !

بدون ویرایش

درک مناسبات سرمایه داری شاید! فهم رفتار سردبیرانم هرگز !

 

چند روز قبل در انجمن صنفی روزنامه نگاران تریبون آزادی برای گفتن مشکلات صنفی  روزنامه نگاران برگزار شد جلسه همانطور که انتظار می رفت خلوت و با حضور  ده پانزده نفر بر قرارشد.من هم در آنجا چند جمله ای گفتم که عینش را اینجا می گذارم که در واقع به برخی از دلایل استعفایم از  روزنامه سرمایه هم بر می گردد که قبلا در اینجا وعده نوشتن درباره اش را داده بودم : 

 حدود دو هفته ای هست که از روزنامه سرمایه استعفا داده ام . اینجا هم نیامده ام تا گلایه هایم را بگویم و امیدوار باشم که حق و حقوقم گرفته می شود چون مدتهاست که از انجمن صنفی روزنامه نگاران هم نا امید شده ام و فقط این حرفها را می گویم تا در جائی ثبت شود و ناگفته نماند .

من به هیچ عنوان از کارفرمای روزنامه سرمایه آقای خدابخش گلایه ای ندارم .چون ایشان یک سرمایه دارهستند و مناسبات دنیای سرمایه داری اقتضا می کند که ایشان به نفع خودشان و افزایش سرمایه شان فکر کنندو با هر راهی هم در جهت رسیدن به این خواسته تلاش کنند .اما من گلایه ام از آقای سر دبیر و شورای سردبیری این روزنامه است که هر کدام ادعای فرهنگ و درک آن را دارند اما هر گز به وضعیت غیر انسانی که در این روزنامه می گذشت اعتراض نکرده و گاه همراهی اش کردند . در این روزنامه ما از اولین امکانات رفاهی برای کار محروم بودیم صندلی به اندازه کافی وجود نداشت تا رویش بنشینیم و برای نوشتن گزارش هایمان مجبور بودیم به یک گوشه و کنار از جمله آشپزخانه ساختمان پناه ببریم . اقایان شورای سردبیری و سردبیر آیا این صحنه ها را نمی دیدند ؟آیا هیچکدام از آنها هیچ سمت و رفت و آمدی به انجمن صنفی روزنامه نگاران نداشتند تا این مسائل را انتقال بدهند ؟

بارها به ما انتقاد شد که چرا از مشکلاتتان به انجمن صنفی شکایت نیاوردید . آیا دوستان عزیز در انجمن صنفی روزنامه نگاران در فضائی خارج از این روزنامه ها نفس می کشند و زندگی می کنند حداقل من چند نفرشان را هر روز در روزنامه خودمان می دیدم .

 به هر حال من استعفا دادم اما نه فقط برای اینکه حقوقم هر ۲ یا ۳ ماه یک بار به شیوه ای کاملا غیر انسانی پرداخت می شد و نه حتی برای اینکه از صندلی و خط تلفن مستقیم و دستگاه فاکس که از ملزومات کارمان بود بی بهره بودیم .بلکه هر روز احساس می کردم که با تایید و نگاه های  بی تفاوت روزنامه نگاران با تجربه ای که در این روزنامه بودند و  این همه بی عدالتی را می دیدند و اعتراضی نمی کردند به شان انسانی ام توهین می شود .

 من بارها و بارها اعتراض ام  را به گوش سردبیر و شورای سردبیری رساندم اما نتیجه ای نگرفتم و تنها راه فرار از این همه توهین را استعفا از ان روزنامه دانستم .

 الان هم با گذشت  بیش  از دو هفته از استعفا هیچ تماسی با ما گرفته نشده تا درباره دو ماه حقوق باقیمانده مان با ما تسویه حساب شود و در اینجا هم خواستار دریافت هر چه زودتر حق و حقوقم هستم و در پایان هم می گویم چون دوست دشمن است شکایت کجا برم .

پی نوشت : این ها تنها برخی از دلایل صنفی استعفایم از روزنامه سرمایه بود و گفتن دلایل دیگر به ویژه مشکلاتی را که در حوزه زنان و حقوق بشرو .. در این روزنامه از سر گذراندم به زمان دیگری موکول می کنم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 22:11  توسط ترانه بنی یعقوب  |