تبليغاتX
بدون ویرایش -

بدون ویرایش

 

چهره ات در برگ ها نهان بود

برگها را یکی یکی چیدم تا به کنارت بیایم

آخرین برگ را که چیدم رفته بودی آنگاه

از برگ های چیده شده گلتاجی بافتم

 کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را

 بر تارک خود آویختمش

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 22:35  توسط ترانه بنی یعقوب  |