وقتی همه چیز خوب پیش میره هم همیشه موانعی هست. اره زندگی همینقدر الکیه و پر از مانع ...
این روزها مریضی رمقم و گرفته .درد و مرض های جورواجور .سرماخوردگی وحشتناکی که کمتر تا به حال از این نوعش اون هم این قدر شدید سراغم اومده . همه وجودم پر از میکربه و حالا هم سمت چپ صورتم و گرفتم و می نویسم از زور درد دندونی که به عصب رسیده و ....
چقدر ضعیفم و احساس تنهائی و خستگی می کنم دیگه این تن هم نمی کشه...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 19:7  توسط ترانه بنی یعقوب
|